سلسله مباحث کوتاه #سلوک_حسینی؛ مطلب شماره ۲۲

سلسله مباحث کوتاه #سلوک_حسینی 🖋دکتر حسین محمدی فام 🔻 مطلب شماره ۲۲ 🔰 ابعاد داشتن کربلا / ۲۱ ☑️ بعد اخلاقی / ۹ 📌در ادامه بعد اخلاقی سلوک حسینی و در مبحث رفتار امام حسین علیه‌السلام با نیازمندان یک نمونه از #بنده‌نوازی حضرت را ذکر می‌کنیم. 🟪 نقل است، امام حسین (ع) باغی داشتند که […]

اشتراک گذاری
14 مرداد 1402
14 بازدید
کد مطلب : 3373

سلسله مباحث کوتاه #سلوک_حسینی

🖋دکتر حسین محمدی فام
🔻 مطلب شماره ۲۲

🔰 ابعاد داشتن کربلا / ۲۱
☑️ بعد اخلاقی / ۹

📌در ادامه بعد اخلاقی سلوک حسینی و در مبحث رفتار امام حسین علیه‌السلام با نیازمندان یک نمونه از #بنده‌نوازی حضرت را ذکر می‌کنیم.

🟪 نقل است، امام حسین (ع) باغی داشتند که گاهی به آن سر می‌زدند. در آن باغ غلامی به نام «صافی» باغبانی می‌کرد. روزی امام به همراه تعدادی از یارانش به باغ می‌روند و غلام را می‌بینند که نشسته و #نان می‌خورد؛ نصف نان را جلوی #سگ می‌اندازد و نصف دیگر را خودش می‌خورد. پس از اتمام غذا دست به دعا برداشت و گفت: «الحمدلله رب العالمین اللهم اغفرلی و لسیدی و بارک له کما بارکتَ علی ابویه یا ارحم الراحمین؛ تمام حمد و سپاس مخصوص پروردگار عالمین است. خداوندا! مرا بیامرز و آقایم را بیامرز و بر او خیر و برکت خود را ارزانی دار، همان‌گونه که به پدر و مادر او خیر و برکت خود را ارزانی داشته‌ای، ای مهربان‌ترین مهربانان.»

✳️ این رفتار پسندیده غلام مورد رضایت و #توجه_امام (ع) قرار گرفت و آن حضرت با خوشحالی از جای
خود بلند شد و او را صدا زد. غلام با شنیدن صدای ایشان دستپاچه شده و گفت: سرورم! ای مولای همه اهل ایمان تا روز قیامت! من را ببخش که متوجه حضور شما در باغ نشدم.
امام (ع) فرمود: ای صافی! تو مرا #حلال_کن که بدون اذن به باغ تو آمدم.
صافی گفت: این سخن شما نشانه بزرگواری، کرامت و آقایی شماست وگرنه، این باغ مال شماست.
امام (ع) فرمود: دیدم که نصف لقمه‌ات را به طرف سگ می‌انداختی و نصف دیگرش را خودت می‌خوردی؛ چرا چنین می‌کردی؟ پاسخ داد: در حال خوردن نان، دیدم این حیوان به من نگاه می‌کند، از او خجالت کشیدم. او سگ شماست که باغ شما را پاسداری می‌کند، من هم بنده و غلام شما هستم و هردو ریزه‌خوار نعمت شماییم.

✳️ از این عاطفه و ادب صافی، چشمان امام پر از اشک شد و فرمود: حال که چنین است، تو در راه خدا آزادی و هزار دینار به تو بخشیدم.
غلام گفت: اما من همچنان دوست دارم در باغ شما خدمت نمایم.
امام حسین (ع) فرمود: «ان الکریم ینبغی له ان یصدق قوله بالفعل؛ البته شایسته است شخص کریم، کردار خویش را با گفتارش هماهنگ نماید! آیا به تو نگفتم مرا حلال کن که بی‌اجازه به باغت آمدم؟! اکنون کردار خود را با گفتارم هماهنگ می‌کنم و این باغ را به تو می‌بخشم. پس حالا یاران مرا که اینجا آمده‌اند، مهمان حساب کن و به خاطر من از آنان پذیرایی نما. خداوند متعال تو را در قیامت مهمان کند و بر اخلاق و ادب تو بیش از پیش بیفزاید.»
صافی عرض کرد: حال که این باغ را به من بخشیدی، من نیز آن را برای اصحاب و شیعیان تو وقف نمودم. [۱]

 

 

📚منبع
۱ـ مستدرک‌الوسائل، میرزا حسین نوری، ج۷، ص ۱۹۳؛ کلمات‌الامام‌الحسین (ع)، محمود شریفی، ص ۶.

 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.