حکایات مناجاتی - پایگاه بین المللی مداحی عالمانه

حکایات مناجاتی/5

حکایات مناجاتی/5

حکایات مناجاتی/5     وای بر تو از عذاب قیامت یک روز معاذ بن جبل در حالی‌که گریه می‌‏کرد به رسول اکرم(ص) وارد شد و سلام کرد، حضرت بعد از جواب سلام علت گریه‌‏اش را جویا شد. معاذ عرض کرد: یا رسول اللَّه جوانی رعنا و خوش اندام بیرون خانه ایستاده و مانند زن بچه […]

  • کد مطلب : 5567
  • 25 فروردین 1403
  • 18 بازدید
  • حکایات مناجاتی/4

    حکایات مناجاتی/4

    حکایات مناجاتی/4     مهر مادر و بی‌مهری فرزند جوانی بسیار مغرور بود که همواره مادر خود را رنج می‌داد. بی‌مهری او به مادر به جایی رسید که روزی مادر خود را به خاطر پیری و ضعف به دوش گرفت و بالای کوه برد و در آن‌جا گذاشت تا طعمه درندگان بیابان شود! هنگامی‌که مادر […]

  • کد مطلب : 5561
  • 24 فروردین 1403
  • 17 بازدید
  • حکایات مناجاتی/3

    حکایات مناجاتی/3

    حکایات مناجاتی/3   ترس حیوانات رسول خدا(ص) فرمودند: «در زمان چوپانی قبل از نبوت، گاهی می‌دیدم که گوسفندان و شتران بی‌جهت با هم رَم می‌کنند و با ترس و وحشت سَر از چرا بر دارند. از موضوع در شگفت و تعجب بودم تا آن‌که بعد از پیامبری از جبرئیل پرسیدم و او گفت: «هنگامی‌که کافری […]

  • کد مطلب : 5558
  • 23 فروردین 1403
  • 15 بازدید
  • حکایات مناجاتی/2

    حکایات مناجاتی/2

    حکایات مناجاتی/2   توبه حسن لاته يادش بخير آن روزهايى‌كه در جبهه بوديم، همه‌اش بياد خدا بوديم، قرآن مى‌خوانديم، نماز شب مى‌خوانديم، مناجات مى‌كرديم، يك حال عجيبى داشتيم، به خدا نزديك بوديم ، بدنبال گناه و معصيت نبوديم ، جمع خوبى داشتيم، دور هم جمع مى‌شديم، زيارت عاشورا و دعاى كميل و دعاى ندبه و […]

  • کد مطلب : 5553
  • 22 فروردین 1403
  • 20 بازدید
  • حکایات مناجاتی/1

    حکایات مناجاتی/1

    حکایات مناجاتی/1     بشر حافی و امام کاظم علیه‌السلام روزی امام از کوچه‌های بغداد می‌گذشت. از یک خانه‌ای صدای عربده و تار و تنبور بلند بود، می‌زدند و می‌رقصیدند و صدای پای‌کوبی می‌آمد. اتفاقا یک خادمه‌ای از منزل بیرون آمد در حالی که آشغال‌هایی همراهش بود و گویا می‌خواست بیرون بریزد، امام به او […]

  • کد مطلب : 5546
  • 21 فروردین 1403
  • 20 بازدید