شهادت پیامبر اکرم(ص)/2

شهادت پیامبر اکرم/2

شهادت پیامبر اکرم(ص)/2

 

پیامبر اکرم(ص) با شهادت از دنیا رفت

علامه مجلسی(ره) از شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه نقل می‌کند که پیامبر(ص) به زهر جفا و مسموم از دنیا رفت.
در روز دوشنبه دو روز باقی مانده به پایان ماه صفر سال ده هجری.

ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل می‌کند که فرمودند: «پیامبر(ص) در خیبر مسموم شد.»
امام فرمودند: «رسول خدا(ص) در وقت وفاتشان می‌فرمودند امروز اعضا و قوای بدنم از آن لقمه (مسموم) که در خیبر خوردم از هم گسیخت‌ و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست مگر آنکه شهید هستند.»

 

📚منبع
بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۲، ص ۵۱۶ 

مصائب الاولیا (مقتل چهارده معصوم)، اصغر تاجیک ورامینی، ج ۱، ص ۴۵

 

 

گریه رسول خدا(ص) از قبر و قیامت

مرحوم ابن شهرآشوب مازندرانی از ابن عباس و سُدی نقل می‌کند که وقتی آیه شریفه: «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ.»– سوره زمر آیه ۳۰ – نازل شد رسول خدا(ص) فرمود: «ای کاش می‌دانستم چه زمانی اتفاق خواهد افتاد.» سوره نصر نازل شد.‌بعد از نزول آن پیامبر(ص) یا ساکت بود یا تکبیر می‌گفت و یا مشغول قرائت (قرآن) بود و می‌گفت:
«سبحان الله و بحمده استغفرالله و اتوب الیه.»

در مورد آن عمل از آن حضرت سوال شد فرمود: «بدانید همانا نفسم خبر مرگ مرا می‌دهد.» سپس خیلی شدید گریه کردند. عرض شد یا رسول الله! آیا شما از مرگ گریه می‌کنید؟ در حالی که خداوند گذشته و آینده شما را آمرزیده‌است (و شما معصوم هستید)
قالَ: «فَاَینَ هَوْلُ الْمُطَّلَعِ؟ وَ اَینَ ضَیقَۀ وَ ظُلْمَۀ اللَّحْدِ؟ أَینَ الْقِیامَۀ وَ الاَْهْوالُ؟»

پس فرمود: «کجاست (چه می‌شود) سختی‌ها و منازل دشواری که در پیش روست و تنگی قبر و تاریکی لحد، چه می‌شود قیامت و ترس‌های آن چه می‌شود؟» (یعنی برای این‌ها گریه می‌کنم)

 

 

📚منبع
المناقب، ابن شهر آشوب، ج ۱، ص۲۳۴
بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۲۲، ص ۴۷۱
زندگینامه و مصائب چهارده معصوم(ع)، یدالله بهتاش، ص ۴۱

 

 

سفارشات رسول اکرم(ص) به دخترش فاطمه(س) هنگام شهادت

علامه مجلسی رحمةالله علیه از تفسیر فرات از جابربن عبدالله انصاری نقل می‌کند رسول خدا(ص) در آن بیماری که از دنیا رفت به فاطمه(س) فرمود: «پدر و مادرم فدایت بفرست دنبال شوهرت که بیاید نزد من.»
فاطمه(س) به حسین(ع) فرمود: «برو دنبال پدرت و به او بگو جدم تو را می‌خواهد.» حسین(ع) رفت و او را خواند و امیرالمومنین(ع) آمد و وارد بر رسول خدا(ص) شد.

فاطمه(س) نزد آن حضرت بود و می‌گفت: «وای از این غم و اندوه به خاطر غم و اندوه تو ای پدر!»
رسول خدا(ص) به او فرمود: «بعد از امروز (در عالم آخرت) دیگر برای پدرت غم و اندوهی نیست.
ای فاطمه همانا در مصیبت و ماتم پیامبر گریبان چاک نشود و صورت خراشیده نشود کسی صدا به واویلا بلند نکند.»

سپس فرمود: «ای علی! نزدیک من بیا.» و علی(ع) نزدیک رفت. فرمود: «گوشَت را جلوی دهان من آور.» و علی(ع) چنین کرد. سپس فرمود: «ای برادر! آیا سخن خداوند را در کتابش نشنیده‌ای؟»
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ.»
«آنهایی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آنها بهترین مخلوقات هستند.»

علی(ع) عرض کرد: «آری ای رسول خدا شنیدم.» فرمود: «آنها تو و شیعه و پیرو تو هستند که با چهره‌های روشن و نورانی و سیراب شده (در قیامت) خواهند آمد.» و آیا نشنیدی قول خداوند را در کتابش که فرمود:

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ »
«همانا کفار اهل کتاب -یهود و نصاری- و مشرکین “در آتش جهنم جاودانه و همیشگی‌اند – آنها بدترین مخلوقات هستند.»
سوره بینه آیات ۶ و ۷

عرض کرد: «آری ای رسول خدا شنیدم.» فرمود: «آنها دشمن تو هستند و شیعیان و پیروان آنها در روز قیامت می‌آیند در حالی که تشنه‌اند و بدبخت و معذب در عذاب الهی و کافر و منافق محشور خواهند شد.
آن صفات (آیه اول) برای تو و شیعیان توست و این صفات برای دشمنان تو و پیروان آنهاست.»

 

📚منبع
بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۲۲، ص ۴۵۸
تفسیر فرات، فرات کوفی، ص ۵۸۶
زندگینامه و مصائب چهارده معصوم(ع)، یدالله بهتاش، ص ۳۹

 

 

پیراهن پیامبر اکرم(ص) هنگام غسل

امیرالمؤمنین(ع) در هنگام غسل دادن پیغمبر(ص) از همان زیر پیراهن او را غسل داد. فاطمه(س) از علی(ع) خواهش کرد: «پیراهن پدرم را به من بنما.» چون پیراهن پدر را بویید بیهوش شد. امیرالمومنین(ع) چون چنان دید آن پیراهن را از فاطمه(س) پنهان کرد.
اندوه حضرت زهرا(س) از فراق پیامبر(ص) بسیار بود او مرثیه می‌خواند و به گونه‌ای گریه می‌کرد که از گریه او در و دیوار گریه می‌کرد.

«آنچنان باران غم و اندوه بر جانم ریخته که اگر بر روزهای روشن می‌ریخت آن روزها مانند شب تیره و تار می‌گردید.»

 

📚منبع
بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ص ۲۷۲
زندگینامه و مصائب چهارده معصوم(ع)، یدالله بهتاش، ص ۵۰

 

 

سخنان پیامبر اکرم(ص) با فاطمه(س)

در کشف الغمّه آمده‌است که در لحظات آخر عمر، زمانی که پیامبر(ص) از شنیدن ناله‌های زار و گریه فاطمه(س) چشم می‌گشاید به دخترش می‌فرماید: «دختر عزیزم تو پس از من مظلوم خواهی بود پس هرکس رشته ارتباط و دوستی با تو را حفظ کند رشته دوستی با مرا حفظ کرده‌است و هرکس آن رشته را پاره سازد رشته پیوند با مرا گسسته‌است و هرکسی نسبت به تو انصاف ورزد به من انصاف روا داشته‌است چرا که تو از منی و من از توام و تو پاره تن و جان من هستی.»

 

 

📚منبع
زندگینامه و مصائب چهارده معصوم(ع)، یدالله بهتاش، ص ۴۵

 

 

مرثیه حضرت زهرا(س) در فراق پیامبر(ص)

انس بن مالک می‌گوید: پس از دفن جنازه رسول خدا(ص)، فاطمه(س) با من ملاقات کرد و با اندوهی فراوان فرمود: «ای انس! چگونه دل شما قبول کرد که خاک بر چهره نازنین پیامبر(ص) بریزید؟» سپس با گریه گفت: «ای پدر! آه پدرم! که دعوت حق را اجابت کرد و خداوند او را به نزد خود برد.»

از اشعار حضرت زهرا(س) در کنار قبر پیامبر است که می‌فرمود: «پدر جان! جانم با آن همه غم و اندوه در سینه‌ام حبس شده، ای کاش با همان اندوه‌ها از بدنم خارج می‌شد پدر جان! بعد از تو هیچ خیر و نیکی در زندگی نیست گریه می‌کنم از بیم آنکه مبادا بعد از تو زندگیم طولانی گردد.»

 

📚منبع
بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ص ۹۴
سوگنامه آل محمد(ص)، محمد محمدی اشتهاردی، ص ۲۳

 

 

فاطمه(س) در لحظات آخر عمر پیامبر(ص)

شیخ مفید نقل می‌کند سپس بیماری رسول خدا(ص) سخت و وخیم شد، امیرمومنان علی(ع) در کنار بسترش بود. همین که نزدیک بود روح از بدنش مفارقت کند به علی(ع) فرمود: «سرم را بر دامن خود بگیر زیرا که امر الهی فرا رسید و چون جان من بیرون رود آن را با دست خود بگیر و به روی خود بکش، آنگاه مرا رو به قبله بگذار و کار (غسل و کفن) مرا انجام بده و پیش از همه مردم بر جنازه‌ام نماز بخوان و از من جدا نشو تا مرا به خاک بسپاری و از خداوند طلب کمک کن.»

حضرت علی(ع) سر آن حضرت را بر دامن گرفت آن حضرت از حال رفت فاطمه(س) خود را بر آن حضرت افکند و به روی او نگاه می‌کرد و نوحه و گریه می‌کرد.

 

📚منبع
ترجمه ارشاد، شیخ مفید، ج ۱، ص ۱۷۶
سوگنامه آل محمد(ص)، محمد محمدی اشتهاردی، ص ۲۱

 

 

 حسن و حسین علیهم‌االسلام در آغوش پیامبر(ص)

مرحوم صدوق از ابن عباس روایت‌کرده در آن هنگام حسن(ع) و حسین(ع) با دیده گریان صیحه زنان وارد خانه شدند و خود را بر روی رسول خدا(ص) افکندند، علی(ع) خواست آنان را از آن حضرت جدا سازد که پیامبر(ص) به هوش آمد و فرمود: «ای علی! بگذار من آنها را ببویم و آنها مرا ببویند؛ من از دیدار آنها توشه برگیرم و آنها از دیدار من توشه برگیرند. آگاه باش که این دو فرزند بعد از من ستم‌ها خواهند دید و با ظلم کشته خواهند شد.»

سپس سه بار فرمود: «خدا لعنت کند کسانی را که به این دو تن ظلم کند.»

📚منبع
کحل البصر، شیخ عباس قمی، ص ۱۹۴
سوگنامه آل محمد(ص)، محمد محمدی اشتهاردی، ص ۲۱

 

 

اشتراک گذاری پست

مطالب مرتبط

خروج کاروان از کربلا/3
خروج از کربلا

خروج کاروان از کربلا/3

خروج کاروان از کربلا/3     موضع‌گیری قاطع و شجاعانه ابن‌عفیف در برابر سخنان عبیدالله بن زیاد مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشاد می‌نویسد: ابن

ادامه مطلب
روز مباهله
روز مباهله

روز مباهله

روز مباهله     مباهله؛ روز برتری اسلام پس از فتح مکه معظمه و طائف و مسلمان شدن اهالی یمن و عمان، تقریباً تمامی مناطق

ادامه مطلب
ولادت امام کاظم(ع)
ولادت امام موسی کاظم (ع)

ولادت امام کاظم(ع)

ولادت امام کاظم(ع)     علامت ولادت حضرت رسالت و امامان بعد از او شیخ کلینی و صفار و دیگران از ابوبصیر روایت کرده‌اند که

ادامه مطلب