وفات حضرت زینب(س)

وفات حضرت زینب(س)   علت وفات حضرت زینب(س) براساس برخی از نوشته‌ها آن حضرت مریض شد و به طور طبیعی وفات کرد.(۱) براساس برخی از احتمالات حضرت زینب کبری(س) توسط عوامل یزید مسموم شد و به شهادت رسید که این احتمال هم دور نیست، چون حضرت زینب(س) همه وقایع کربلا را دیده و وجود او […]

اشتراک گذاری
06 بهمن 1402
21 بازدید
کد مطلب : 4842

وفات حضرت زینب(س)

 

علت وفات حضرت زینب(س)

براساس برخی از نوشته‌ها آن حضرت مریض شد و به طور طبیعی وفات کرد.(۱)

براساس برخی از احتمالات حضرت زینب کبری(س) توسط عوامل یزید مسموم شد و به شهادت رسید که این احتمال هم دور نیست، چون حضرت زینب(س) همه وقایع کربلا را دیده و وجود او یادآور مصائب کربلا و یادآور فجایع حکومت یزید است و یزید نمی‌تواند او را تحمل کند.(۲)

 

📚منبع
(۱) منتخب التواریخ، ملا هاشم خراسانی، ص ۶۷
(۲) زینب الکبری من المهد الی اللحد، سیدمحمدکاظم قزوینی، ص ۵۹۲

 

چگونگی وفات حضرت زینب(س)

پس از مراجعت زينب(س) از شام به مدينه، به برپایی عزا بر شهدای كربلا پرداخت. در همين ايام «عبدالله بن زبير» در مكه قيام كرد و مردم را به گرفتن انتقام خون حسين(ع) ترغيب كرد.
هر چند اين اقدام وی بهانه‌ای براي رسيدن به اهداف خويش بود، حضرت زينب(س) در مدينه خطبه خواند و مردم را برای قيام و گرفتن خون حسين(ع) فرا خواند.

عمرو بن سعيد اشرق والی مدينه نامه‌ای به يزيد نوشت و او را از ماجرا با خبر كرد. يزيد در جواب نامه وی نوشت، بين زينب(س) و مردم مدينه فاصله بيانداز.

پس حضرت زينب(س) را امر كرد از مدينه بيرون و به هر كجا می‌خواهد برود. پس حضرت زينب(س) از روی كراهت در اواخر ماه ذی‌الحجه سال ۶۱ هجری همراه با دختران امام حسين(ع) (فاطمه و سكينه) بيرون رفتند و بر اساس اختلاف روايات قصد مصر يا شام را كردند و بعد از گذشت يك سال در ماه رجب سال ۶۲ هـ.ق دار فانی را وداع گفتند و به ديدار معبود شتافتند.

 

📚منبع
السيده زينب و اخبار الزينبيات، عبيدلی نسابه، ص ۱۹
السيد زينب فی تاريخ الاسلام لجنة التحقيق و التأليف، ص ۴۸

 

 

زمان و مکان وفات حضرت زینب(س)

حضرت زینب کبری(علیهاالسّلام) پس از گذشت حدود ۱۸ ماه بعد از شهادت امام حسین(علیه‌السّلام)، در دمشق شام چشم از جهان فرو بست.
در تاریخ وفات حضرت زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) سومین فرزند امیرمؤمنان حضرت علی(علیه‌السّلام) اختلاف‌نظر وجود دارد، اما مشهور این است که آن حضرت در ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری پس از تحمل مصائب کربلا و رنج‌های اسارت در ۵۷ سالگی به دیدار معبود شتافتند و در جوار حضرت حق آرام گرفتند.

بحر المصائب نوشته است: حضرت زینب(علیهاالسّلام) بعد از واقعه کربلا و رنج شام و محنت ایام، چندان گریست که قدش خمیده شده و گیسوانش سفید گردید و زندگی‌ای سراسر حزن و‌ اندوه داشت تا به سرای دیگر رخت بربست.

 

📚منبع
زینب کبری من المهد الی اللحد، سیدمحمدکاظم قزوینی، ص۵۹۰

بحرالمصائب، جعفربن سلطان احمد تبریزی، ص۲۵۳

 

 
گريه جبرئيل بر مصائب زينب(س)

روايت شده است كه پس از ولادت حضرت زينب(س)، حسين(ع) كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا(ص) آمد و عرض كرد: «خداوند به من خواهرى عطا كرده است.» پيامبر(ص) با شنيدن اين سخن، منقلب و اندوهگين شد و اشك از ديده فرو ريخت . حسين(ع) پرسيد: «براى چه اندوهگين و گريان شده اید؟» پيامبر(ص) فرمودند: «اى نور چشمم ، راز آن به زودى برايت آشكار شود.»

تا اينكه روزى جبرئيل نزد رسول خدا(ص) آمد، در حالى كه گريه مى‌كرد، رسول خدا(ص) از علت گريه او پرسيد، جبرئيل عرض کرد: «اين دختر (زينب) از آغاز زندگى تا پايان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گريبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصيبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصيبت جانسوز برادرش امام حسن(ع) گردد و از اين مصائب دردناك تر و افزون‌تر اينكه به مصائب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خميده شود و موى سرش سفيد گردد.»

پيامبر(ص) گريان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زينب(س) نهاد و گريه سختى كرد، زهرا(س) از علت آن پرسيد. پيامبر(ص) بخشى از بلاها و مصائبى را كه بر زينب(س) وارد مى‌شود، براى زهرا(س) بيان كرد.
حضرت زهرا(س) پرسيد: «اى پدر! پاداش كسى كه بر مصائب دخترم زينب(س) گريه كند چیست؟» پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصائب حسن و حسين(ع) گريه مى‌كند.»

 

📚منبع
الخصائص الزينبيه، نورالدین جزائری، ص ۱۵۵
ناسخ التواريخ زينب(س)، عباس‌قلی‌خان سپهر، ص۴۷

 

 

تعبیر خواب حضرت زینب(س) بوسیله پیامبراکرم(ص)

در طراز المذهب از بحرالمصائب و سایر کتب نقل می‌کند که نزدیک رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم زینب علیهاالسلام نزد جدش آمد، عرض کرد:

«یا جدّاه خواب دیدم باد تندی وزیدن گرفت که دنیا را تاریک نمود و من از شدت باد در پناه درخت بزرگی جا گرفتم که ناگاه آن درخت عظیم در اثر فشار سخت باد از جا کنده شد، خود را به درخت دیگر رساندم که شاخه همان درخت بود، باز تند باد سخت آن را هم از جای کند پس از آن به شاخه دیگر آن درخت پناه بردم آنهم شکست، آنگاه به دو شاخه باقیمانده پناه بردم، آنها هم یکی بعد از دیگری در اثر تندباد حوادث از بین رفتند که از شدت اضطراب از خواب بیدار شدم.»

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم گریان شد و فرمود: «آن درخت بزرگ من هستم که از میان شما می‌روم و شاخه اول آن مادرت فاطمه علیهاالسلام است و شاخه دومی پدرت علی علیه‌السلام و دو فرع دیگر، برادرانت حسن و حسین علیهم‌السلام هستند که به فقدان آنها جهان تیره و تار گردد.»(1)

 

📚منبع

(1) حضرت زینب کبری علیهاالسلام، سیدمحمد کاظم قزوینی، ص۴۹

نوشته های مشابه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.